۲۷ میلیارد تومان «غرامت» به «انگلیس خبیث»
در پی یورش به سفارت بریتانیا در تهران، این اقدام نه تنها حقله تحریمها را تنگتر کرد بلکه هزینه هنگفتی نیز بر جیب ملت تحمیل کرد. غرامت برآورد شده هر مقدار باشد قطعا مبلغ هنگفتی خواهد بود که یا پرداخت شده یا پرداخت خواهد شد. احمد مازنی، نماینده مجلس، مدعی است تاکنون ۲۷ میلیارد تومان (یک میلیون و سیصد هزار پوند) بابت غرامت به دولت بریتانیا پرداخت شده است.
احمد مازنی، نماینده مجلس، اطلاعرسانی کرده که مبلغی بالغ بر ۲۷ میلیارد تومان از سوی ایران به عنوان خسارت «بخشی» از آسیبها به آثار هنری در سفارت بریتانیا در تهران که در سال ۹۰ مورد یورش عدهای «خودسر» قرار گرفت، از جیب مردم پرداخت شده است.
به رغم این، ظریف هرگونه پرداخت غرامت به بریتانیا را تکذیب کرد و گفت «در مورد جزئیات باید طرفین مذاکره شود». این بدان معناست که وی اصل غرامتی که ایران باید پرداخت کند و مبلغ هنگفت آن را منکر نشده است.
اینکه اصل مبلغ غرامت چقدر است و چه زمان پرداخت شده یا پرداخت خواهد شد، موضوع این یادداشت نیست. پرسش این است که ماجرای غرامتی که هنگفت خواهد بود، چیست؟ چرا ایران باید به بریتانیا غرامت پرداخت کند؟ آیا یورشگران به سفارت بریتانیا در تهران خودسر بودند؟
اعتراضات ۸۸ و انتساب آن به «انگلیس خبیث»
درنخستین نماز جمعه پس از تقلب در انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸، علی خامنهای در نماز جمعه حضور یافت و به روال گذشته اعتراضاتی که در کشور شعله میکشید، به کشور خارجی نسبت داد. آنچه موجب شگفتی شد اینکه او بر خلاف دفعات پیشین که امریکا را در راس آشوبهای داخلی معرفی میکرد، مطلقا نامی از امریکا نبرد. در عوض، او انگشت اتهام را به سوی بریتانیا گرفت و این کشور را «خبیثترین» دشمن توصیف کرد که جای «شیطان بزرگ» را گرفته است.
راز اینکه چرا او برخلاف معمول، اتهام را متوجه امریکا ندانست، بعدا کشف شد. دولت اوباما در آن هنگام سرگرم مراسلاتی پنهانی با رهبر جمهوری اسلامی در پرونده هستهای بود و از این رو از محکوم کردن سرکوب مردم خودداری کرده بود. (در اعتراض به این تعلل امریکا، شعاری بر سر زبانها افتاد به این مضمون که: اوباما اوباما یا با اونا [نظام] یا با ما [مردم])
با این سخنرانی رهبر، موضع رسمی دولت جمهوری اسلامی آن شد که دولت بریتانیا «نقشی در خور توجه» در سامان دادن اعتراضات ۸۸ دارد. فردای آن سخنرانی، دو دیپلمات انگلیسی اخراج و ۹ تن از اعضای سفارت بریتانیا به طور موقت دستگیر شدند و موج تبلیغاتی گستردهای علیه لندن به راه افتاد. از میان دستگیرشدگان، «حسین رسام» تحلیلگر سیاسی سفارت بریتانیا به دلیل داشتن تابعیت ایرانی بهترین سوژه بود تا او را بر کرسی اعتراف تلویزیونی بنشانند تا بلکه ادعای رهبر مصداق عینی پیدا کند. اتهام او جاسوسی و تحریک مردم عنوان شده بود.
به رغم چنین اتهام بزرگی که شخص اول نظام متوجه بریتانیا دانسته بود، تهران نه با لندن قطع رابطه کرد و نه سطح روابط را کاهش داد. سفارت بریتانیا در تهران همچنان بسان گذشته به فعالیتهای خود ادامه میداد و حسین رسام نیز در فاصله اندکی یعنی ۲۸ تیر ۸۸ آزاد شد تا گواهی باشد که اتهام جاسوسی و تحریک مردم از اساس بیپایه بوده وگرنه هیچ کشوری با جاسوس و خرابکار چنین سهل نمیگیرد.
اما، از آن سو، اتهام بیپایه رهبر جمهوری اسلامی به بریتانیا از نگاه لندن بیپاسخ نماند. لندن سه موضوع را برای اعمال فشار به تهران در دستور کار خود قرا داد: محکومیت جنایات بشار اسد در سوریه که موضوع داغ آن زمان بود، محکومیت تهران بابت نقض حقوق بشر و پرونده هستهای که احمدینژاد گفته بود ترمزش را کنده و بیرون انداختهایم.
بازداشت نسرین ستوده
بازداشت و زندانی کردن نسرین ستوده، حقوقدان، وکیل دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر در ۱۳ شهریور ۸۹ که بازتاب گستردهای در ایران و جهان یافته بود، موجباتی را فراهم آورد تا سایمون گس، سفیر بریتانیا در تهران آگاهانه دست به اقدامی بزند که به عنوان دیپلماتی کارکشته قطعا میدانست مقامات جمهوری اسلامی را برآشفته خواهد کرد. او که پس از ورودش به تهران در سال ۸۸، با بی مهری به مدت ۵ ماه منتظر مانده بود تا سرانجام بتواند استوارنامهاش را در شهریور ۸۸ (یعنی ۳ ماه پس از اتهام خامنهای به دولت بریتانیا) به احمدینژاد تسلیم کند، در آذر ۹۰ در سایت رسمی سفارت بریتانیا در تهران یادداشتی به مناسبت روز جهانی حقوق بشر در حمایت از نسرین ستوده منتشر کرد. عنوان یادداشت عبارت بود از: «جرم نسرین ستوده دفاع شجاعانه است»
در این یادداشت، سفیر بریتانیا آشکارا هرگونه تحفظ را کنار گذاشته و به صراحت مینویسد: «روز بینالمللی حقوق بشر مناسبتی است برای یادآوری کسانی که در سراسر دنیا برای احقاق حقوق دیگران برخاستهاند…این افراد در هیچ جای دنیا به اندازه ایران در خطر نیستند. از سال گذشته تاکنون مدافعان حقوق بشر مورد آزار و اذیت قرار گرفته و زندانی شدهاند. یک نمونه از آنها نسرین ستوده است…او امروز خود در بازداشت است… دادستان ایران اتهام مبهم اقدام علیه امنیت ملی را علیه او مطرح کرده، اما اتهام اصلی او در واقع دفاع شجاعانه و آشکار کردن بیعدالتیهایی است که حکومت ایران ترجیح میدهد پنهان بمانند. دولت بریتانیا از ایران خواسته تا از دستگیریهای خودسرانه خودداری کند. آزادی نسرین ستوده نقطه شروع خوبی خواهد بود.»
چنین مضمون صریح و گزندهای آن هم در سایت رسمی سفارت بریتانیا در تهران چنان خشم دولتمردان جمهوری اسلامی را برانگیخت که خواستار اخراج او از ایران شدند. تصمیم در این موضوع به مجلس واگذار شد و در ۶ آذر ۹۰ مجلس حکم به کاهش سطح روابط از سفیر به کاردار داد؛ تصمیمی که در نگاه تندروها «پاسخ دندانشکن» تلقی نشد.
یورش به سفارت بریتانیا در تهران؛ حقیقت ماجرا چه بود؟
تنها در فاصله دو روز از مصوبه مجلس، به ناگاه حادثهای بهتانگیز در تهران رخ داد. در ۸ آذر جمعی به عنوان «دانشجویان بسیجی» سفارت بریتانیا را مورد یورش خود قرار دادند. به راحتی از دیوار سفارت بالا رفتند. اموال آن را تخریب کردند بدون اینکه نیروی پلیس هیچ اقدام بازدارندهای انجام دهد.
رضایت شخص رهبر جمهوری اسلامی از این اقدام به گواه تصاویری که مخابره شد، بر کسی پوشیده نبود. نیروی انتظامی پایتخت که تحت فرمان رهبر عمل میکنند بنا به گواه تصاویر در گوشهای ایستاده و مطلقا از هرگونه اقدام بازدارنده امتناع ورزید. این خود بهترین گواه بود که ادعای یورش «خودجوش» دانشجویان بسیجی سخن گزافی بیش نبود. همان گونه که یورش به سفارت امریکا مورد تایید رهبر وقت بود، یورش به سفارت بریتانیا نیز مورد تایید خامنهای بود. اما، این بار فضاحت و رسوایی از یک نظر حتی بدتر از یورش به سفارت امریکا بود. در یورش به سفارت بریتانیا، مهاجمان حتی به خانه مسکونی کارمندان سفارت بریتانیا در باغ قلهک که محل اقامت خانواده و کودکان آنان است، نیز یورش بردند.
به عنوان گواه دیگر مبنی بر اینکه این یورش مورد تایید رهبر جمهوری اسلامی بود همین بس که پس از سالها هنوز هیچ یک از مهاجمان که احمد مازنی از آنان با عنوان «عوامل خودسر» نام میبرد، مجازات نشدهاند. دلیل دیگر اینکه علی خامنهای تا ۹ ماه پس از آن حادثه هیچ سخنی در محکومیت آن اقدام نکرد. او تنها پس از ۹ ماه طی سخنان کوتاهی به این بسنده کرد که: «در قضیه اخیر اشغال آن سفارت خبیث [بریتانیا]، احساسات جوانان درست بود ولی رفتنشان [یورش به داخل سفارتخانه] درست نبود.»
چنین لحن نرمی آن هم پس از ۹ ماه، خود رهنمودی بود که دستگاه قضایی نباید مهاجمان را تحت پیگرد قضایی قرار دهد.
اما، آیا ماجرا یورش به سفارت بریتانیا در تهران صرفا به دلیل نامه سرگشاده سفیر بریتانیا در حمایت از نسرین ستوده بود؟ پاسخ منفی است.
تحریم بانک مرکزی از سوی لندن
واقعیت این است که نامه سرگشاده سایمون گس در حمایت از ستوده تنها یک بهانه بود. موضوع اصلی که خشم دولتمردان جمهوری اسلامی را پیشتر برانگیخته بود به پرونده هستهای باز میگشت.
واقعیت تلخ برای تهران این بود که لندن در آبان ۹۰ به طور یکجانبه بانک مرکزی ایران را به دلیل پرونده هستهای تحت تحریم خود قرار داده و افزون بر آن به اعضای اتحادیه اروپا پیشنهاد داده بود که اقدام مشابه را در دستور کار خود قرار دهند. حدود یک ماه پس از این اقدام لندن، نامه سرگشاده سفیر بریتانیا در سایت سفارت این کشور در تهران، بهانه خوبی بود که تا تهران به گمان خود با کاهش سطح روابط دیپلماتیک خشم خود را به لندن بازتاب دهد. اما، مصوبه ۶ آذر مجلس شورای اسلامی مبنی بر کاهش سطح روابط با لندن خوشایند کسانی نبود که سر تا پا خشم از «انگلیس خبیث» بودند.
اما، این تنها یک فرض در علت یورش به سفارت بریتانیاست که آن را ناشی از خشم عدهای بدانیم. فرض دیگر این است که از قضا دسیسهای در کار بود تا «کاسبان تحریم» با یورش به سفارت بریتانیا موجبات تحریم بیشتر ایران را فراهم آورند که چنین نیز شد. با این ترفندِ کاسبان تحریم، ایران هم در پرونده هستهای تحت فشار بیشتر فرار گرفت. هم زیان مالی هنگفتی متقبل شد. هم در اثر تشدید تحریمها، علی خامنهای به نرمش قهرمانانه (!) در برابر «شیطان بزرگ» تن داد.
۲۷ میلیاد تومان غرامت به لندن از جیب ملت
در پی یورش به سفارت بریتانیا در تهران، این اقدام نه تنها حقله تحریمها را تنگتر کرد بلکه هزینه هنگفتی نیز بر جیب ملت تحمیل کرد. غرامت برآورد شده هر مقدار باشد قطعا مبلغ هنگفتی خواهد بود که یا پرداخت شده یا پرداخت خواهد شد. احمد مازنی، نماینده مجلس، مدعی است تاکنون ۲۷ میلیارد تومان (یک میلیون و سیصد هزار پوند) بابت غرامت به دولت بریتانیا پرداخت شده است.
اما، آنچه مزید بر اصل خبر، پرسشبرانگیز است اینکه گویا این مبلغ هنگفت فقط بابت خسارت به ۶ تابلوی نفیس به عنوان «بخشی» از غرامتهاست که باید به لندن پرداخت شود. اگر چنین باشد، میتوان دریافت هزینههای هنگفت دیگری بابت دیگر خسارتها به سفارت بریتانیا نیز پرداخت شده یا پرداخت خواهد شد که در این خصوص دولت یا وزارت خارجه ایران باید شفاف سازی کنند.
جالب اینکه به رغم این همه فراز و نشیب در روابط ایران- بریتانیا، تنها در فاصله دو سال، تهران و لندن در سال ۹۲ همزمان اولین دور مذاکرات برجام تصمیم به عادیسازی مناسبات دیپلماتیک گرفتند تا دلیلی دیگر باشد بر ادعای بی پایه دست داشتن لندن در اعتراضات ۸۸.
اما، آنچه از همه مهمتر است اینکه آیا خامنهای هنوز میتواند بر ادعای دست داشتن انگلیس در حوادث ۸۸ اصرار ورزد؟ آیا او میپذیرد که برای ادعای گزافی که کرده بود جوانانی را تشویق به یورش به سفارت انگلیس کرده بود و نیروی پلیس را از ممانعت آنان باز داشته بود؟ آیا او میپذیرد که سکوت اختیار کردن نیروی انتظامی در آن روز کم و بیش رقم چند صد میلیارد تومانی بر جیب مردم تحمیل کرده است؟
تنها اگر در آن روز نیروی پلیس کشور که زیر نظر رهبر قرار دارد مانع یورش عوامل خودسر(!) شده بود، اینک چنین هزینه هنگفتی بر جیب ملت تحمیل نشده بود.
در پایان، بد نیست مشروح بالا را به عنوان نمونهای از رفتار هیجانی جمهوری اسلامی در نظر داشته باشیم که در پی ادعایی گزافی روابط خود را با کشوری مهم دچار التهاب کرد. آن را اثبات نکرد. هزینه حیثیتی و مالی هنگفت بر خود تحمیل کرد و سرانجام با همان انگلیس خبیث (گفته خامنهای) تجدید رابطه کرد تا همه چیز به نفع لندن تمام شود.
تاریخ انتشار: ۱۴ مه ۲۰۲۰ / اینترنشنال