یادداشت های پیشین ( فارسی )

سوریه ارابه لنگ اقتصاد رنجور ایران، ارمغانی برای رییس جمهور آینده

به یادآوریم که تنها در یک رقم اعلام شده توسط منابع رسمی ایران، در سفر نخست وزیر سوریه به ایران در دی ماه 91 ، خط اعتباری به مبلغ یک میلیارد دلار در اختیار دولت سوریه قرار گرفت. بدیهی است هزینه های کمک رسانی تهران به دمشق به مراتب بیش از این مبلغ است. این کمک رسانی برای حفظ ارزش لیر سوریه در حالی است که رییس بانک مرکزی، در توصیف وضعیت بغرنج و رنجور اقتصاد ایران، کشور را در وضعیت «شعب ابی طالب» توصیف کرده بود.

به یادآوریم که تنها در یک رقم اعلام شده توسط منابع رسمی ایران، در سفر نخست وزیر سوریه به ایران در دی ماه ۹۱ ، خط اعتباری به مبلغ یک میلیارد دلار در اختیار دولت سوریه قرار گرفت. بدیهی است هزینه های کمک رسانی تهران به دمشق به مراتب بیش از این مبلغ است. این کمک رسانی برای حفظ ارزش لیر سوریه در حالی است که رییس بانک مرکزی، در توصیف وضعیت بغرنج و رنجور اقتصاد ایران، کشور را در وضعیت «شعب ابی طالب» توصیف کرده بود.

چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۹۲ مجمع عمومی سازمان ملل برای بار دیگر قطعنامه ای را با ۱۰۷ رای مثبت، ۱۲ رای منفی (از جمله تهران و مسکو) و ۵۹ ممتنع از تصویب گذراند که در آن بر ضرورت «کناره گیری» بشار اسد از قدرت تاکید شده و از آن مهم تر ائتلاف ملی سوریه را به عنوان  محور فعال «انتقال قدرت» در سوریه به شمار آورده است.

این قطعنامه که به پیشنهاد قطر و به نمایندگی از مجموعه کشورهای عربی با چنین مضمون تندی به تصویب مجمع عمومی رسید، دومین قطعنامه در محکومیت حکومت بشار اسد است. در اوت ۲۰۱۲ قطعنامه مشابهی به پیشنهاد عربستان در محکومیت جنایات دولت سوریه با ۱۳۷ رأی مثبت ، ۱۲ رای منفی و ۳۱ ممتنع به تصویب مجمع عمومی رسیده بود.

مخالفت تهران در شمار ۱۲ کشور با مضمون دو مصوبه مجمع عمومی، خود نشان اقلیت مشهودی است که از  بشار اسد حمایت می کنند. به نظر می رسد که تهران در دفاع از اسد از طریق دیپلماسی سازمانی کلا صحنه را باخته و در عوض کشور کوچکی مثل قطر به بازیگری مهم تبدیل شده است.

سوریه ارابه لنگ اقتصاد رنجور ایران

با چنین انزوایی در عرصه بین الملل، مسابقه «ارابه رانی» را در نظر بگیریم که ارابه لنگی را به اسب چالاکی بسته و در مسابقه ای شرکت داده باشند. حال اگر فرض کنیم که افزون بر آن ارابه لنگ، خود اسب (به عنوان نیروی محرکه) نیز رنجور و ناتوان باشد، انتظار برنده شدن در این مسابقه بیهوده است.

ارابه لنگ و اسب رنجور مثال حال و روز امروز ایران است که به دلیل تحریم های تاثیرگذار (به اذعان مقامات کشوری) در حالی که رهبر جمهوری اسلامی نسخه اقتصاد مقاومتی را برای آن پیچیده است، متکفل راندن ارابه لنگی به نام سوریه نیز هست. افزون بر سوریه، تامین هزینه حزب الله لبنان نیز، دیگر ارابه این اسب رنجور است. کافی است تصور کنیم که طی جنگی دیگر از نوع جنگ ۳۳ روزه میان حزب الله و اسرائیل، زیرساخت های مناطق تحت اداره حزب الله دوباره ویران شود. متکفل هزینه های بازسازی آن مناطق کیست؟ سوریه یا ایران؟

سید حسن نصرالله در سالگرد بازسازی مناطق جنوب لبنان گفته بود:«من قبل از پایان جنگ با برادران ایرانی تماس گرفتم و به آنها گفتم که ما می خواهیم ویرانی های این جنگ را بسازیم، چرا که دشمن در مورد نحوه تعامل مقاومت با شرایط انسانی و اجتماعی بعد از جنگ سخن می گوید، امام خامنه ای نیز با بخشش فراوان با این درخواست برخورد کرد و احمدی نژاد نیز همین گونه برخورد کرد. کار به صورتی ادامه یافت که از همان روز اول توقف جنگ، کار بازسازی نیز آغاز شد» وی در ادامه تصریح کرد که: «اگر کمک های ایران نبود، ما نمی توانستیم کارها را به این سرعت انجام دهیم.» – ۲۳ اردیبهشت ۹۲-

بحران سوریه صرفاً مساله اسد نیست

علی اکبر ولایتی سوریه را حلقه طلایی و خط مقدم مقاومت توصیف کرده است. بقا بر قدرت منحصراً مساله بشار اسد نیست. مساله جمهوری اسلامی نیز هست تا آنجا که مهدی طائب سوریه را استان سی و دوم ایران و مهم تر از استان نفت خیز خوزستان توصیف کرده بود.

بنا به اعلام منابع موثق، اینک پس از دو سال جنگ داخلی، تقریباً بخش وسیعی از زیرساخت های اقتصادی، صنعتی و گردشگری سوریه تخریب شده و از آن بدتر نیروی انسانی بیشماری این مناطق را ترک گفته اند. دمشق نیز از رونق اقتصادی افتاده است.

کافی است به یادآوریم که تنها در یک رقم اعلام شده توسط منابع رسمی ایران، در سفر نخست وزیر سوریه به ایران در دی ماه ۹۱ ، خط اعتباری به مبلغ یک میلیارد دلار در اختیار دولت سوریه قرار گرفت. بدیهی است هزینه های کمک رسانی تهران به دمشق به مراتب بیش از این مبلغ است. این کمک رسانی برای حفظ ارزش لیر سوریه در حالی است که رییس بانک مرکزی، در توصیف وضعیت بغرنج و رنجور اقتصاد ایران، کشور را در وضعیت «شعب ابی طالب» توصیف کرده بود.

رییس جمهور بعدی با ارابه لنگ چه خواهد کرد؟

زمانی که اتحاد جماهیر شوروی تن به اعطای استقلال به کشورهای اقماری خود داد، معروف است که کرملین یک یک این کشورهای اقماری را ارابه لنگی توصیف کرده بود که کشاندن آن ها را بار گرانی بر دوش مسکو می دانست. مسکو با گسستن هر یک از این ارابه های لنگ اینک به طرز چشمگیری اقتصاد خود را بازسازی کرده و دوباره به بازیگری مهم در نظام بین الملل تبدیل شده است.

اینک که بازار انتخابات در ایران گرم است پیروز انتخابات هرکه باشد، باید پاسخگوی ارابه لنگ سوریه باشد. این وظیفه رسانه های گروهی است که نامزدهای ریاست جمهوری را از هم اکنون با این پرسش به چالش بکشند.

برای مثال رییس جمهور آینده اگر علی اکبر ولایتی باشد، وی پیشاپیش سوریه را حلقه طلای توصیف کرده است. او تصریحاً گفته که:«بشار اسد (نه سوریه) خط قرمز ماست و تا “آخر” از او حمایت می کنیم.»

اگر رییس جمهور آینده، یکی از نامزدها با سابقه نظامی گری همچون رضایی یا قالیباف باشد، نیز احتمالاً همان منطق را پیگیری خواهد کرد.

به تعبیر دیگر یک یک نامزدهای بیت رهبری در حالی که باید باورمند باشند که ایران در شرائط بدر و خیبر (کنایه از ظفرمندی و توانمندی) است، لزومی در تجدید نظر در سیاست اصولی جمهوری اسلامی در حمایت ۳۴ ساله از خاندان اسد نمی بیند.

سوریه پرسش چالش برانگیز برای رفسنجانی

در فرض پیروزی رفسنجانی (یا هر یک از نامزدهای اصلاح طلب مثل حسن روحانی)، تعامل با ارابه لنگ سوریه از همه کس برای چنین رییس جمهوری چالش برانگیزتر است. رفسنجانی با مسئولیت اخلاقی جنایات بشار اسد چه خواهد کرد؟ با بار گرانی که این ارابه لنگ بر اقتصاد رنجور ایران تحمیل کرده چه خواهد کرد؟ بر انزوای بین المللی که بحران سوریه برای ایران به همراه آوره چگونه تعامل خواهد کرد؟

از یاد نباید برد که مساله تجدید نظر یا عدم تجدید نظر در حمایت از اسد، در مقیاس وسیع تر می باید در مساله تجدید نظر در رابطه تهران- واشنگتن دیده می شود. مادام که تهران قدرت تجدید نظر در برقراری رابطه با امریکا را نداشته باشد، امکان تجدید نظر در حمایت از سوریه نیز یا ناممکن است. مساله تجدید رابطه با امریکا نیز به نوبه خود در گرو حل مساله هسته ای است.

بدین ترتیب پرونده سوریه، پرونده هسته ای و پرونده رابطه با امریکا، سه دستورکار پیچیده و و مرتبط با یکدیگر است که بر دوش رییس جمهور آینده سنگینی خواهد کرد.

از همین زاویه به دلیل وزن سنگین علی خامنه ای در تعیین سیاست خارجه کشور، تنها کسی که می تواند موجبات تغییر نظر خامنه ای را در این سه پرونده فراهم آورد، «فوق سنگینی» به نام هاشمی رفسنجانی است. همین قدرت تغییر در محاسبات رهبری است که طرفداران خامنه ای را برآشفته کرده و هاشمی را متهم می کنند که می خواهد جام زهر را به رهبر کنونی بنوشاند همچنان که به رهبر پیشین نوشانده است.

http://www.radiofarda.com/content/f3_syria_after_iran_election/24990482.html

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن