یادداشت های پیشین ( فارسی )

آیا رهبر جمهوری اسلامی، دارای ادبیات فاخر است؟

آن چه از ادبیات ناپاک رهبر جمهوری اسلامی برشمرده شد مشتی بود از خرواری که وی به رغم موقعیت منحصر بفرد خود، گاه بی پروا انواع ادبیات نژاد پرستانه، تفرقه افکنانه، دشنام دادن از قبیل میکروب های سیاسی به معترضان 88 و.. را به کار بسته و می بندد.

علی خامنه ای اخیراً طی سخنانی در منزلت ناقص زنان نزد اروپایی ها گفت: «نژادهای اروپایی نژادهای وحشی اند. حالا ظاهرشان اتو کشیده و کراوات زده و ادوکلن زده اند اما باطن همان باطن وحشی گری است.. بنابر این، کتک زدن زن در محیط خانه توسط اینها و بعد امریکایی ها بُعدی ندارد».

آیا چنین ادبیاتی درباره میلیون های اروپای ادبیات «فاخر» است؟ این پرسش از آنجاست که:

شیخ صادق لاریجانی، رییس قوه قضائیه، در انتقادی تند و گزنده از سخنان «چاله میدانی» احمدی نژاد به او متذکر شده بود که رییس دولت باید دارای «ادبیات فاخر» باشد. او به درستی در ضرورت بهره مند بودن یک مقام مملکتی از ادبیات فاخر گفته بود که :«توقع‌ ما از رئیس جمهور این است که ادبیاتش متین و فاخر و با تعابیر جا افتاده و البته صحیح و منصفانه باشد»-۱۷ مرداد۸۹-

حال پرسش این است که آیا چنین ادبیات هتاکانه فقط خاص احمدی نژاد است؟ اگر نه، پس او معلول و احدی از آحادی است که به رغم مناصب مهم شان، گفتارش آلوده به ادبیات «ناپاک» است. اگر چنین است علت چیست؟

نمونه هایی از ادبیات هتاکانه

چه بسیار دیده شده که برخی صاحب منصبان جمهوری اسلامی یا آنان که مخاطبانی برای خود دارند، گفتارهای درشت و هتاکانه ای را به کار می برند. چند نمونه آن به شرح زیر است:

یکم؛ جواد لاریجانی (برادر رییس قوه قضائیه) خود کسی است که رییس جمهور امریکا را «کاکا سیاه» و یا احمد شهید، گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل، را «آدم پیاده» و «در دام تروریست ها» نامیده بود که «با یک من عسل نمی شود او را خورد».

دوم؛ سعید حدادیان، از مداحان صاحب نام بیت رهبر، در نوار صوتی که از او منتشر شده مشایی را «عورت» احمدی نژاد توصیف کرده بود. وی برای توجیه کار خود گفت که «آن رگ لاتی مان را گذاشته ایم برای این موقع ها».

سوم؛ در حادثه ای مشابه، سعید تاجیک یک بسیجی لباس شخصی در حرم عبدالعظیم فائزه هاشمی (نماینده پیشین مجلس) را مورد قبیح ترین ناسزاها قرار داد که قلم از نوشتن آن شرم دارد. دوستان او بی پروا فیلم این رفتار اهانت آمیز به یک زن را بر روی شبکه اینترنت قرار دادند. خامنه ای یک هفته بعد از این حادثه، فرد ناسزاگو را جوانی «بلاشک از مردمان با اخلاص و مومن و خوب» توصیف کرد ولی گفت: «هتک حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سیاسی است».

از همین چند مثال دانسته می شود که سخن هتاکانه و چاله میدانی نه صرفاً خاص احمدی نژاد است بلکه به وفور مواردی از آن اتفاق می افتد که نشان از آن دارد، ادب و اخلاق دیر زمانی است از برخی صاحب منصبان نظام و یا طرفداران آنان رخت بربسته است. از این رو باید پرسید علت چیست؟

ادبیات رهبر جمهوری اسلامی چگونه ادبیاتی است؟

آیت الله خامنه ای عالی ترین مقامی است که در عین تلبس به لباس روحانی، رهبر و مرجع تقلید نیز هست. آیا کسی با این ویژگی، واجد ادبیات فاخر، متین، جا افتاده و منصفانه آن گونه که شیخ صادق لاریجانی از احمدی نژد انتظار دارد، هست؟

محمد نوری زاد در مقاله «خامنه ای با ادب می شود» و اکبر گنجی در مقاله «هتاکی های آیت الله خامنه ای»  به نقد درشت گویی های رهبر جمهور اسلامی پرداخته و به خوبی نشان داده اند که آفت «بددهنی»، «نارواگویی» و «ناسزاگویی» نه این است که خاص احمد ی نژاد باشد بلکه آفت جامعه امروز ایران است که از قضا شخص علی خامنه ای خود منشأ این گونه ادبیات «ناپاک» است.

نوری زاد می نویسد: «معتقدم آقای احمدی نژاد با همه ی شلتاقهای نامتعادل و منحصربفردش، بخش قابل اعتنایی از درون خود جناب خامنه ای است. همچنین علمای جامانده در ده قرن پیش مثل آقایان جنتی و محمد یزدی و صادق لاریجانی و احمد خاتمی و علم الهدا…همه همان خصوصیات مخفی مانده در درون جناب خامنه ای اند که مظهریت یافته و بر سر هر دستگاه این کشور غارت شده سرشکن شده اند».

اکبر گنجی نیز به درستی می نویسد که: «رهبران ایدئولوژیک هیچ گاه غیر از هواداران خود را انسانی در خور گفتگو به شمار نمی آورند و به همین دلیل توهین و دروغ را بکار می برند تا آنها را از مقام انسانی تنزل دهند».

در اثبات این مدعا ذیلاً مواردی چند از سخنان رهبر مثال آورده می شود تا دانسته شود که آب از سرچشمه آلوده است.

ادبیات نژاد پرستانه رهبر

علی خامنه ای اخیراً طی سخنانی در منزلت ناقص زنان نزد اروپایی ها گفت: «نژادهای اروپایی نژادهای وحشی اند. حالا ظاهرشان اتو کشیده و کراوات زده و ادوکلن زده اند اما باطن همان باطن وحشی گری است.. بنابر این، کتک زدن زن در محیط خانه توسط اینها و بعد امریکایی ها بُعدی ندارد».

این اظهارات، سخنان رهبری است که در یک گزاره بدون «اما» و «اگر» تمامی نژادهای اروپایی را از «گذشته» تا «حال» به ادعای اینکه زنان را در خانه کتک می زنند، «وحشی» توصیف کرده است. گویا رهبر جمهوری اسلامی نمی داند که حتی برخی از همین نژادهای اروپایی مثل بوسنی و آلبانی مسلمان هستند. وی که خود را «رهبرمسلمانان جهان» می داند، مسلمانان اروپایی را هم وحشی قلمداد کرده است.

بی درنگ این سخنان حاکی از آن است که علی خامنه ای از قوانین و نهادهای حمایتی که در اروپا و امریکا به حمایت از حقوق زنان می پردازند، بی خبر است. مدینه فاضله و آرمانشهر او همان جمهوری اسلامی است که زنان حتی حق ورود به استادیوم را هم ندارند.

توهین به مقدسات اهل سنت

در ماجرا اوج گرفتن جنبش سبز به رهبری میرحسین موسوی و مهدی کروبی، خامنه ای ضمن مقایسه این دو یار دیرین بنیانگذاز جمهوری اسلامی با طلحه و زبیر دو تن از یاران پیامبر اسلام که بر علیه امام علی شوریدند، سابقه آنان در انقلاب را برباد رفته دانست همانگونه که سوابق طلحه و زبیر به روایت شیعه بر باد رفته است. وی گفت:«گذشته افراد مورد توجه نیست، اگر حال فعلی اشخاص در نقطه مقابل گذشته بود، آن گذشته دیگر کارآیی ندارد…طلحه و زبیر مردمان کوچکی نبودند، اما سوابق آنان محو شد و امیرالمومنین با آن‌ها جنگید.»- ۱۴ خرداد ۹۱-

این اظهارات، واکنش تند مولوی عبدالحمید امام جمعه زاهدان را به همراه داشت که آن را توهین به اهل سنت عنوان کرد و گفت: «طلحه و زبیر از بزرگان صحابه اند که در آیه “والسابقون الأولون من المهاجرین والأنصار” مورد تمجید قرار گرفته‏اند، و نیز از جمله  عشره مبشره (ده تن بشارت داده شده به بهشت) هستند». وی افزود:«اهل سنت هیچ گاه تصور نمی‏کردند که مقام رهبری که همواره نسبت به اهانت به بزرگان و مقدسات یکدیگر به کرّات هشدار داده‏اند، این تشبیه را در مراسم سالگرد ارتحال امام راحل به کار ببرند که مایه نگرانی اهل سنت در سطح کشور گردیده است»-۲۱ خرداد ۸۹-

مثال های بیشتر

الف) خامنه ای در خرداد ۷۱ عده ای اهالی مشهد را که دست به اعتراض خیابانی زده بودند  مرداب گندیده، رذل اوباش چاقوکش توصیف کرد که «مثل علف هرزه، باید اینها را بکنند و درو کنند و دور بیندازند».

ب) وی در واکنش به اعتراض آیت الله منتظری (فقیه عالیقدر به گفته آیت الله خمینی) که خامنه ای را فاقد صلاحیت مرجعیت دانسته بود، او را «فلان ساده لوح، بیچاره مفلوک» توصیف کرده بود که «خیال می کند که اوضاع و احوال به صورتی است که باید حالا حرفی زد».

ج) وی ۱۳۹ نماینده اصلاح طلب مجلس ششم را که به رد صلاحیتشان اعتراض داشتند، «گردن کلفت» خواند.

د) وی در محکوم کردن حمله اسرائیل به کشتی حامل دارو و غذا به غزه، گفت: «صهیونیست ها ادعا می کنند که برای بازرسی یا جلوگیری از ورود به غزه ، وارد کشتی ها شده اند که البته مثل سگ دروغ می گویند».

شخصیت فاجر، زبان فاخر

آن چه از ادبیات ناپاک رهبر جمهوری اسلامی برشمرده شد مشتی بود از خرواری که وی به رغم موقعیت منحصر بفرد خود، گاه بی پروا انواع ادبیات نژاد پرستانه، تفرقه افکنانه، دشنام دادن از قبیل میکروب های سیاسی به معترضان ۸۸ و.. را به کار بسته و می بندد.

 گرچه توصیه شیخ صادق لاریجانی به احمدی نژاد درست است که می باید کلام فاخر داشته باشد اما قاضی القضات ایران نیک می داند که اشخاص «فاجر» را سخن «فاخر» گفتن دشوار است.

تاریخ انتشار: ۲۹ اردیبهشت ۹۲ / جرس

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن