صفحه نخستیادداشت‌های فارسی

نقش ترکیه در مذاکرات هسته ای ایران با ۱+۵

در حالی که پیش تر زمان و مکان دورآتی مذاکرات اتمی ایران و 1+5  استانبول و 13 و 14 آوریل اعلام شده بود، تردیدها در هر دو مورد بالا گرفته  تا آنجا که سرگئی ريابکوف، معاون وزير امور خارجه روسيه، اعلام کرد هنوز زمان و مکان دور آينده مذاکرات هسته ای 6 قدرت جهانی و ایران به طور "قطعی" مشخص نشده است.  این در حالی است که عراق اعلام داشته است جمهوری اسلامی رسماً از این کشور خواسته است دور جدید مذاکرات به میزبانی عراق در بغداد برگزار گردد.

پیشگفتار:

در حالی که پیش تر زمان و مکان دورآتی مذاکرات اتمی ایران و ۱+۵  استانبول و ۱۳ و ۱۴ آوریل اعلام شده بود، تردیدها در هر دو مورد بالا گرفته  تا آنجا که سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، اعلام کرد هنوز زمان و مکان دور آینده مذاکرات هسته ای ۶ قدرت جهانی و ایران به طور “قطعی” مشخص نشده است.  این در حالی است که عراق اعلام داشته است جمهوری اسلامی رسماً از این کشور خواسته است دور جدید مذاکرات به میزبانی عراق در بغداد برگزار گردد.

پیش تر از این نیز محسن رضایی، دبیر تشخیص مصلحت نظام، اعلام داشته بود : “با توجه به بد قولی های ترکیه در پایبندی به برخی توافقات، بهتر است مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ در یکی دیگر از کشورهای دوست برگزار شود ، از این رو بغداد، دمشق و بیروت مکان های مناسب تری برای انجام مذاکرات نسبت به استانبول هستند.” وی در تشریح رویگردانی ایرن از انتخاب ترکیه به عنوان محل مذاکرات توضیح داد که ” نباید علامت غلطی به گروه ۱+۵ داده شود و آنها نباید احساس کنند که ایران در موضع ضعف قرار دارد به همین دلیل بهتر است در مورد محل مذاکرات تأمل بیشتری صورت گیرد و اینگونه تداعی نشود که استانبول تنها گزینه ماست”. (سایت بازتاب ۱۴ فروردین ۹۱)

چرا ترکیه نه؟

به یاد داریم که دو سال پیش از این (می ۲۰۱۰)، جمهوری اسلامی با میزبانی همزمان از لولا داسیلوا (رییس جمور پیشین برزیل) و رجب طیب اردوغان(نخست وزیر ترکیه) فرش قرمز را برای میهمانان عالی مقام خود گسترانده بود تا چنین وانمود سازد از ترکیه تا برزیل همقطارانی دارد که در مذاکرات هسته ای در کنار تهران ایستاده اند. در آن زمان در حالی که اولویت ۱+۵ برگزاری مذاکرات در اروپا و ترجیحاً در وین (مقر آژانس) بود، جمهوری اسلامی با فرض بر اینکه دست بالا را در مذاکرات دارد خود را تعیین کننده محل مذاکرات می دانست و در نتیجه به پیشنهاد تهران و موافقت ۶ قدرت جهانی، ترکیه در ژانویه ۲۰۱۱ میزبان آخرین دور مذاکرات شد که بدون هیچ نتیجه ای پایان یافت.

داسیلوا در حالی پس از دو دوره ریاست جمهوری صندلی کاخ ریاست جمهوری برزیل را ترک کرد که با حمایت از خانم روسف، جای خود را به رییس دفتر و هم حزبی خود واگذار کرد. به رغم این قرابت بین داسیلوا و روسف، اولین فاصله ها میان تهران و اولین رییس جمهور زن در تاریخ برزیل زمانی آشکار شد که وی ضمن مخالفت با اعدام سکینه محمدی آشتیانی، حکم سنگسار را بازگشت به عصر بربریت خواند.( دویچه وله ۳ نوامبر ۲۰۱۰)

بدین ترتیب در حالی که برزیل به ریاست خانم روسف تدریجاً فاصله های خود را با تهران بیشتر می کرد، امیدها به حزب اسلامگرای حاکم در ترکیه به رهبری رجب طیب اردوغان هنوز زنده بود. در چنین فضایی توافقات اولیه برای دور آتی مذاکرات اتمی به خوبی پیش رفت تا آنجا که زمان و مکان مذاکرات، استانبول ۱۳ آوریل اعلام شد.

اظهارات محسن رضایی به خوبی گواهی است بر این که ترکیه نیز اینک به مانند برزیل از حلقه “دوستان” جمهوری اسلامی خارج شده است و از این رو او پیشنهاد مذاکره در بغداد، دمشق و بیروت را مطرح ساخت. جالب اینکه همین اظهارات محسن رضائی دال بر این است که در حلقه دوستان جمهوری اسلامی، جز این سه کشور باقی نمانده است( تازه اگر فرض محسن رضائی  بر دوستی هر سه این کشورها درست باشد)

به رغم تنش های تنش لفظی میان تهران – آنکارا در ماه های قبل، تقریباً جای ترید باقی نماند که سفر اخیر اردوغان به تهران در ۹ فروردین آب پاکی را بر دست جمهوری اسلامی ریخته است تا مطمئن شود میزبانی استانبول از دور آتی مذاکرات، تنها بر وزن طرف مقابل می افزاید و نباید بر مواضع نزدیک ترکیه به تهران امید داشت.

گرچه ماه ها پیش از این و به موازات تصمیم ترکیه در استقرار سپر دفاع موشکی ناتو در خاک خود تنش بین تهران و آنکارا تا بدانجا بالا گرفت که سرتیپ امیرعلی حاجی زاده فرمانده نیروی هوا فضای سپاه پاسداران تهدید کرد که “در صورتی که مورد تهدید قرار بگیریم، اول سپرهای موشکی ناتو در ترکیه را خواهیم زد است.” و احمدرضا رادان جانشین فرمانده‌ نیروی انتظامی نیز، اردوغان نخست وزیرترکیه را “نوکراسرائیل”  خواند، ولی وزیر خارجه جمهوری اسلامی با اطلاع از وزن ترکیه به عنوان دولت میزبان در دور آتی مذاکرات هسته ای ضمن “برادرانه” خواندن روابط تهران- آنکارا، اظهارات برخی مقامات ایرانی را “غیر مسئولانه” و بازتاب دهنده  نظرات “شخصی” آنان دانست.(خبرگزاری آناتولی ۱۴ دسامبر)

اما این دلجویی ها نه تنها بر تغییر سیاست خارجه ترکیه در قبال تهران تغییری ایجاد نکرد بلکه بهار ۱۳۹۱ در حالی برای رهبر جمهوری اسلامی آغاز شد که در دیدار ۹ فروردین اردوغان با وی پیام آشکار اجلاس “امنیت هسته ای” در سئول به مقامات جمهوری اسلامی منعکس گردید. این در حالی بود که ترکیه خود نیز نگران هایش را از ایران هسته ای پنهان نکرده و سفیر ترکیه در آمریکا گفته بود “اگر آمریکا هم با ایران هسته‌ای کنار بیاید، ‌ما نمی‌آییم.”

اما بی تردید باید نقطه پایان ماه عسل تهران – آنکارا را ( پس از پیان ماه عسل با برزیل) آنجا دانست که در فاصله اندکی از بازگشت اردوغان از دیدار خود با رهبر جمهوری اسلامی که در موضع حمایت از بشار اسد به اردوغان گفته بود “جمهوری اسلامی ایران از سوریه به دلیل حمایت از خط مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی دفاع خواهد کرد و با هر گونه دخالت نیروهای خارجی در امور داخلی سوریه به شدت مخالف است” ، استانبول در ۱۳ فروردین (تنها ۴ روز پس از مراجعت از ایران) میزبان اجلاس مهم “دوستان سوریه” با حضور ۷۲ کشور از جمله امریکا شد که طی آن “اپوزسیون سوریه” از سوی شرکت کنندگان به رسمیت شناخته شد. با چنین تصمیمی، از این پس اپوزسیون سوریه قادر خواهد بود دفتر نمایندگی خود را در تک تک این کشور ها تاسیس نماید افزون بر این که بنا به وعده برخی کشورهای عربی در اجلاس ترکیه قرار است اپوزسیون سوریه با دریافت کمک مالی از آنان، از معترضان بشار اسد حمایت مالی کند. برهان غلیون رئیس شورای ملی سوریه  در استانبول گفت: “شورای ملی سوریه به همه افسران، سربازان و مقاومان عضو ارتش آزاد سوریه حقوق پرداخت خواهد کرد”.

در حالی که بشار اسد تنها متحد استراتژیک جمهوری اسلامی قلمداد می شود، بدین ترتیب اجلاس استانبول در کمتر از یک هفته از مراجعت اردوغان از ایران و دیدار با رهبر جمهوری اسلامی نقطه پایانی بود بر هرگونه همسوئی میان تهران- آنکارا تا آنجا که در تقابل آشکار با موضع علی خامنه ای  که در دیدار با اردوغان گفته بود”جمهوری اسلامی ایران قویاً با هر طرحی که آمریکایی‌ها در ارتباط با مسایل سوریه مبدع آن باشند مخالف است”، وزیر خارجه امریکا در این اجلاس که ترکیه میزبان آن بود گفت: “موضع ما این است که وی(بشار اسد) باید کنار رود. امکان هیچ نوع مذاکراتی با وی تصور نمی رود”.

۲+۵ مسئله این است

اصرار جمهوری اسلامی برای میزبانی استانبول از دور پیشین مذاکرات (ژانویه ۲۰۱۱) در زمانی بود که گسل های سیاسی  میان تهران- آنکارا نمایان نشده بود. علاوه بر آن در قدرت بودن حزب اسلامگرایی اردوغان، بارقه های امید را برای جمهوری اسلامی زنده نگه می داشت که ترکیه با بهره بردن از حق میزبانی از فشارهای ۶ کشور بر طرف ایرانی بکاهد.

به بیان دیگر میزبانی استانبول برای دور جدید گفتگو ها میان ایران و ۶ کشور قدرتمند جهانی در حالی مطرح بود که روند واگرایی میان تهران – آنکارا تشدید نشده بود.(مراجعه شود به مقاله “اهمیت سفر اردوغان به تهران؛ واگرایی ایران و ترکیه” در وب سایت رادیو فردا).

بدین ترتیب با “مخالف خوانی های ترکیه” در مهم ترین مسائل سیاست خارجه جمهوری اسلامی، استنباط کاملاً درست تهران این است که دور آتی مذاکرات هسته ای به میزبانی استانبول به جای آنکه مذاکره با ۱+۵ باشد به ۲+۵ تبدیل خواهد شد چرا که با احتساب تمام آنچه گفته شد بی گمان ترکیه اینک اگرچه نه در اندازه یک قدرت جهانی ولی در حد یک بازیگر مهم منطقه ای در خاورمیانه تبدیل گردیده که بیشترین منافع را در تنظیم روابط با اتحادیه اروپا و امریکا از آن خود می سازد.

حسین علیزاده – ۴ آوریل ۲۰۱۲

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن