صفحه نخستیادداشت‌های فارسی

پروژه تربیت پاسدار- طلبه توسط سپاه پاسداران- بخش اول

در حالی که در نظام های دیکتاتوری، معمولاً این نظامیان  هستند که طبقه ای از حاکمان قدرتمند را تشکیل داده و ارکان قدرت را از رأس حاکمیت تا مدیران میانی در قبضه خود قرار می گیرند ( مثال پاکستان، شیلی پس از پینوشه، ترکیه پس ار آتاتورک، مصر پس از انقلاب افسران آزاد وده ها مثال دیگر)، در نظام جمهوری اسلامی این روحانیون بودند که طبقه ای از حاکمان را تشکیل داده و قدرت را در قبضه گرفته اند. امروز صدها پست اجرایی و تخصصی در دست معممانی است که اندک تحصیلی در آن نداشته و ندارند.

پیشگفتار:

در حالی که در نظام های دیکتاتوری، معمولاً این نظامیان  هستند که طبقه ای از حاکمان قدرتمند را تشکیل داده و ارکان قدرت را از رأس حاکمیت تا مدیران میانی در قبضه خود قرار می گیرند ( مثال پاکستان، شیلی پس از پینوشه، ترکیه پس ار آتاتورک، مصر پس از انقلاب افسران آزاد وده ها مثال دیگر)، در نظام جمهوری اسلامی این روحانیون بودند که طبقه ای از حاکمان را تشکیل داده و قدرت را در قبضه گرفته اند. امروز صدها پست اجرایی و تخصصی در دست معممانی است که اندک تحصیلی در آن نداشته و ندارند.

دست اندازی سپاه پاسداران بر منابع قدرت، بر کسی پوشیده نیست. با تشکیل سپاه، ارتش در محاق کامل قرار گرفت. سپاه قدس، واحد برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شکل گرفت. حضور سپاه در پروژه های کلان کشور از پروژه های نفت و گاز و مخابرات و باشگاه های ورزشی و.. بر کسی پوشیده نیست. در دولت احمدی نژاد بسیاری وزارتخانه ها به سپاهیان واگذار شد. برخورد با معارضان سیاسی بعضاً از وزارت  اطلاعات فراتر رفته و بنا به گزارش های مستند سپاه شخصاً ایفای نقش نموده است. اما به رغم همه این دست اندازی ها، گمان اینکه  سپاه در صدد تربیت روحانی و آخوند برآید، پدیده ای است منحصر به فرد که نشان از عمق نفوذ سپاه در تار و پود ارکان حاکمیت  و چیزی فراتر از یک ارگان نظامی دارد. با این توصیف سپاه پاسداران نه یک ارگان نظامی برای حمایت از انقلاب اسلامی است که یک کارتل مالی- پولی، نظامی- امنیتی و حتی رهبرساز است که روحانیت شیعه را در قبضه قدرت خود گرفته است.  بدین ترتیب اگر تاکنون روحانیت شیعه ، پاسداران را آفریدند تا حامی قدرت آنان باشند اینک پاسداران در صددند که نسل جدیدی از روحانیان را پرورش دهند که قدرت آنان را توجیه گر باشند. شرح این موضوع به این قرار است:

سفیران بصیر

با سپری شدن سه دهه بر انقلاب اسلامی، اینک پاسداران انقلاب اسلامی هر یک دارای فرزندانی بزرگ هستند که ضرورتاً جهان را از نگاه پدران پاسدار خود نمی نگرند. هر ازگاه شنیده می شود که فرزند فلان پاسدار، به معترضی از معترضان تبدیل شده و یا دچار مفاسد اخلاقی شده است. نمونه بارز این نسل از فرزندان پاسداران، احمد رضایی (فرزند محسن رضایی فرمانده پیشین سپاه پاسداران) که با سفر به امریکا به افشاگر هایی دست زد و سرانجام  به طرز مشکوکی از دنیا رفت. نمونه دیگر محسن روح الامینی یکی از کشته شدگان زندان کهریزک، فرزند پاسدار عبدالحسین روح الامینی است که در اعتراضات ۸۸ دستگیر به طرز هولناکی کشته شد.

تربیت نسل جدید فرزندان سپاهیانی که عمر خود را در نیک و بد انقلاب اسلامی مصروف کردند، اینک یکی از دغدغه های امروز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که نگران بروز مثال های مشابهی هستند که هر یک می توانند نمونه ای شوند برای پشت پا زدن به پیشینه پدران خود.

با این توضیح سپاه پاسداران با کسب موفقیت در تاسیس و راه اندازی دانشگاه امام حسین، به فکر تاسیس و راه اندازی حوزه علمیه افتاده است با این تفاوت که این بار به تربیت نسل جدیدی از کادرهای آینده خود بپردازد که بهترین نام برای آنان “پاسدار- طلبه” است. این طرح با عنوان “سفیران بصیر” توسعه جنبه ای جدید از سپاه پاسداران را در برنامه دارد که برخی از فرزندان علاقه مند پاسداران وارد حوزه علمیه شده تا در آینده نقش موثری را در سپاه ایفا نمایند. به بیان دیگر این ایده با اندیشه تربیت کادر جدیدی از سپاهیان معتمد از درون خانواده های سپاهی در دستور قرار گرفت تا حتی الامکان نسل جدید فرزندان خود را در نظام پرورش فکری خود، آموزش داده و با داشتن اعتماد نسبی که به دانش اموختگان خود دارند، موجباتی را فراهم آورند که پس از بازنشسته شدن پدران، فرزندان دانش آموخته آنان مناصب کلیدی را اشغال کنند.

این طرح پیش از این در رشته های علوم پایه، فنی – مهندسی وعلوم انسانی در دانشگاه امام حسین و در رشته علوم پزشکی در دانشکاه علوم پزشکی بقیه الله به اجرا گذاشته شده است تا در کنار دانشکده افسری امام حسین انواع کادرهای مورد نیاز سپاه را تربیت کنند.

به شرحی که گفته شد ایده تربیت “پاسدار- طلبه” شکل مکمل تربیت پاسدارانی است که از آموزش های دینی (آموزش دینی بنا به سلیقه ای که در جمهوری اسلامی حاکم است) کم بهره اند و در عین حال تربیت طلابی است که از رزم آوری و فنون نظامی بهره ای ندارند. چنین پاسدار – طلبه هایی در آینده “پاسدار- روحانی” خواهند شد که در اینده نه تنها در کادر سپاه پاسداران بلکه در یکایک اجزای حکومتی تا عالی ترین مناصب به کار گمارده خواهند شد.

ضرورت کادر سازی

وقوع انقلاب اسلامی، زلزله ای بود بر تمامی ارکان اداری، نظامی، انتظامی و امنیتی کشور. سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) اینک جای خود را به اداره اطلاعات سپاه داده است. ارتش علیرغم آنکه منحل نشد، جای خود را به سپاه پاسداران سپرده است. ژاندارمری کل کشور، جای خود رابه نیروی انتظامی واگذار کرده است. با این توصیف ازآغاز انقلاب اسلامی آنچه ضرورت تردید ناپذیر می نمود کادرسازی برای نظام نوبنیادی بود که از خلأهای مدیریتی کشور که در اثر تصفیه کادر مجرب دوران پهلوی حاصل آمده بود، در فشار بود. یکی از نخستین اقدامات در جهت رفع این محدودیت تأسیس دانشگاه امام صادق در سال ۱۳۶۱ بود تا با تلفیق علوم حوزوی و دانشگاهی صرفاً در رشته علوم انسانی دانش آموختگانی از نسل انقلاب را تربیت و به بدنه مدیریتی کشور تزریق کند. اینک نسل جدیدی از مدیران میانی به بالا از دانشگاه امام صادق در تار و پود مدیریت کشور حضور دارند اما به رغم این تلاش گسترده هدف تربیت “پاسدارانی در کسوت روحانیت و یا روحانیانی در کسوت پاسداران” ایده جدیدی است که مقدور هیچ نهاد آموزشی کشور اعم از دانشگاه و حوزه نیست.

گو اینکه در دوران جنگ هشت ساله روحانیان بسیاری پا به عرصه جنگ نهادند و چه بسیاری از آنان حضور خود را در ارکان حکومتی حفظ نمودند ولی با گذران عمر، آنان نیز تدریجاً بازنشسته و از دور خارج می شوند. در چنین شرایطی ” کادرسازی” یک ضرورت است اما ضرورتی که تأمین آن نه از حوزه ساخته است و نه دانشگاه.

در چنین شرایطی است که سپاه پاسداران خود دست به کار شده و طرحی نو در افکنده است که عبارت است از : “تأسیس حوزه علمیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی”

(این مقاله ادامه خواهد داشت)

حسین علیزاده/  ۱۹ می ۲۰۱۲

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن